فراز هامون

وبلاگ تخصصی مهندس عباس نورزائی - مسایل کشاورزی، توسعه روستایی،اقتصادی و اجتماعی، ایده های جدید و تحول آفرین

وبلاگ تخصصی مهندس عباس نورزائی - مسایل کشاورزی، توسعه روستایی،اقتصادی و اجتماعی، ایده های جدید و تحول آفرین

فراز هامون

* کارشناس ارشد مدیریت توسعه ی روستایی
* دارای گواهینامه TCDC از آکادمی جنگلداری یوننان کشور چین
* قائم مقام سازمان جهادکشاورزی سیستان و بلوچستان
* معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی سازمان جهادکشاورزی سیستان و بلوچستان
* رئیس مرکز آموزش عالی جهادسازندگی سیستان و بلوچستان
* رئیس گروه پژوهشی برنامه ریزی، اقتصادکشاورزی و توسعه روستایی
* مدیر جهادسازندگی منطقه ی سیستان و نیکشهر و قصرقند
* رئیس مرکز هماهنگی شوراهای اسلامی روستایی سیستان
* نماینده ی مجری طرح مجتمع کشتارگاهی صنعتی زابل
* دبیر اتاق فکر جهادکشاورزی سیستان و بلوچستان
* عضو انجمن توسعه ی روستایی ایران
* رتبه ی یک مشاوره در گروه توسعه ی روستایی سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی
* مؤلف سه عنوان کتاب منتشر شده، دو عنوان کتاب در دست تألیف و ده ها مقاله ی علمی

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
پیوندهای روزانه
پیوندها

عباس نورزائی

امروز خبرهای ناگوار و تکرار هجوم ریزگردها و شن‌های روان به جان و جان‌پناه انسان‌های وفادار و بی‌حامی سیستان را در گفته‌ی یک مقام عالی دولت در رسانه‌ی دولتی مشاهده کردم. تل‌هایی از شن‌های روان که بر بام منزل روستاییان جا خوش کرده بود و صحنه‌ای از اندک سخن نوجوان سیستانی تکیده،  استخوانی و رنگ‌پریده‌ای که سیمایش از درد پنهان جسم و ناگفته‌ها و نادیده‌های زندگی او حکایت داشت.

جالب است فرماندار ویژه‌ی منطقه که خود را اندکی در آن شرایط، جلوی دوربین قرار داده بود، ذره‌ای از درد مردم را در این حالت، ظاهراً ادراک کرد و با بغضی که مانع کلامش شد و نمی‌دانم خطاب به چه‌کس یا کسانی گفت: «این بچه‌ای که این‌جا می‌بینید، ریه‌اش از آهن نیست، مثل بقیه او هم آدم است!».

یادم آمد در مجلس روضه‌ای در نقطه‌ای از جغرافیای ارض، حضور داشتم، سوزناک‌ترین روضه را منبری می‌خواند و در آن جمعیت هیچ اشکی ریخته نشد، با خودم تحلیل می‌کردم که باید این جماعت اول ادراکی از شرایط حادثه داشته باشند، درک یعنی گذاشتن خود به جای دیگری، یعنی نگو درکت می‌کنم. دقیقاً این‌که «احساس سوختن به تماشا نمی‌شود، آتش بگیر  تا بدانی  چه می‌کشم».

مردم سیستان از یک سو، با وفاداری‌شان به نظام، در حال مجازات هستند. از سوی دیگر با بی‌تفاوتی و ظاهرکاری دولت‌مردان روبه‌رو هستند. مردمی که جوانان‌شان مردانه از این دیار دفاع کردند، شهید شدند، در استمرار دین و استقرار آن، نقشی جهانی دارند، امروز در مصائب انسان‌ساخته‌ی طبیعی‌نما، به حال خود رها شده‌اند. هیچ کمکی به سلامت این مردم، طی چندین سال رکود اقتصادی نشد، اصولاً حرف‌درمانی تکنیک امروز مقابله با بحران‌ خشک‌سالی و نامدیریت‌های کنونی است.

گاه طرح لحظه‌ای و مانوری «نذر آب» را اندکی در سیستان به نمایش می‌گذارند و چون باد از منطقه‌ فرار نموده، در بلوچستان نیز نوک می‌زنند، ظاهرکاری می‌کنند و باز نمایش می‌دهند و افواه عمومی را منحرف ساخته، چند دانه ماسک، یک دوربین و چند کاور با لوگوی سازمانی خاص، کمکی است که به مانور آن پرداخته می‌شود. ‌

خدایا! ماندن چقدر دشوار است و در غربت زمین، بی‌یار و یاور حضور داشتن، همانند غیبت است. انگار که کمرمان شکسته و زنجیر درد، دست‌هامان را بسته و غم در سینه‌مان نشسته است.

کاش یاران انقلابی‌مان زنده بودند، کاش اجازه داشتیم اقدامی انقلابی می‌کردیم و بساط عده‌ای چپاول‌گر و ظاهرکار را که به اسلام و نظام و مردم خیانت می‌کنند، درهم می‌پیچیدیم.

ولی ما از نبودن یاران‌مان رنج نمی‌بریم؛ بلکه از بودن خویش در رنجیم، ما می‌دانیم که آن‌ها زنده‌اند و ما مرده‌ایم.

- آری، یاران همه به سوی مرگ رفته‌اند در حالی که نگران فردا بودند. در وصیت‌نامه‌های‌شان و دُرسخنان‌شان نگران همین آینده بودند:

«خدایا نکند وارثان خون این شهیدان در راه‌شان گام نزنند؟ نکند شیطان‌های کوچک باخون اینان خان شوند؟ نکند زمین به تسخیر هواداران نیرنگ در آید!»

۹۷/۰۶/۰۹ موافقین ۰ مخالفین ۰
عباس نورزایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی