کانیبالیسم سیاسی، بیماری این روزهای جامعهی ما
عباس نورزائی
کانیبالیسم یا همدیگرخواری به پدیدهای گفته میشود که در آن طیور پَر و گوشت یکدیگر را تا حد مرگ میکَنَند و میتواند خسارات جبرانناپذیری به پرورشدهنده وارد نماید و متأسفانه همدیگرخواری به سرعت در گله همهگیر شده و به عادت تبدیل میشود.
امروزه ما درگیر جنگی هستیم که جلوتر به آن «جنگ افکار» گفته میشد و در مقابلش «جنگ ابزار» بود. بعدها به تدریج بحث «جنگ نرم» پیش آمد. واقعیت این است که انسانها همانطوری عمل میکنند که فکر میکنند. بنابراین اگر حریف بتواند افکار عمومی را در اختیار بگیرد و مدیریت کند قطعاً میتواند رفتار عمومی را نیز مدیریت کند.
زمان درازی تنها شاهان و شاهزادگان، نخبگان یا روشنفکران بودند که فارغ از رویکردشان، به مقایسهی خود و بیگانگان میاندیشیدند و عوامالناس یا اساساً فاقد نگاهی مشخص به چنین مواردی بودند یا نهایتاً تابع مراجع و منابع دینی و محلی خود بودند. اما انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی تصمیمسازی و بحثهای سیاسی- اجتماعی را، که دستکم از انقلاب مشروطه، جامعه را نیز درگیر کرده بود، رسماً از انحصار خواص درآورد و در موارد کلی و جزئی به میان مردم کشاند. انقلاب و جنگ این کارکرد را هم داشتند که فردیت و نیز قابلیت تودهی جامعهی شهری ایرانی را سالها پیش از ایجاد شبکههای اجتماعی، برای ورود به دنیای مجازی آماده سازند، دنیایی که هر فرد در آن بالقوه دارای تریبون است.
با تغییر ملایم سبک زندگی، تفاوت نگاههای اقتصادی هم در حکومت و هم در جامعه و بهخصوص با ورود اینترنت، ماهواره و در چند سال اخیر شبکههای اجتماعی، گفتمان «خودکمبینی ایرانی» و «خودزنی ملی» همراه با نارضایتیها و خواستههای متفاوت در اقشار گوناگونی از جامعه، شکل کاملاً تازهای به خود گرفته است.
مدتی است جملهها، پانوشتها و کانالهایی چون «فقط تو ایرانه که ...»، «فقط یه ایرانی میتونه ...»، «مملکته داریم؟»، «وطنم پارهی تنم!» و غیره، با مضامینی خودکمبینانه و تمسخرآمیز، طنز، هزل یا انتقادی و به عنوان توضیحی در کنار نکته، خبر، عکس یا فیلمی از نوعی کمبود یا وضعیتی طنزگونه یا تلخ، بهوفور در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود، در همان قالبِ رویکرد و نیز کارکرد قبلی که ذکر آن رفت، یعنی تخریبی و سازنده به مثابه دو سر طیف، و در بیشتر موارد در نقاطی معلوم یا نامعلوم، و تصادفی یا از پیش تعریف شده در میان این دو سر طیف، اما در فرمی نو، پیچیدهتر، و البته فردیتر جریان دارد.
این فضای باز سیاسی و بینظیر در کشورمان باعث شده تا گروههای مختلف ناراضی به نحوی برتری «اروپا»، «نظام سلطنتی»، «کشورهای توسعهنیافتهای چون افغانستان و عراق» و گاه «دیکتارتورهای تاریخ جهان» را مقدس جلوه دهند و برای کوبیدن ملیت، نظام و دینمان فروگذار نکنند، سوژههای متعدد رسانهای تولید و پخش کنند و عدهای از مردم که با مشکلات حادث شده توسط همان گروهها در کشور، شِکوه دارند، درست در میدان بازی آنها، سازمانیافته و بیمواجب تیشه به ریشهی خودمان بزنند و خودزنی و همدیگرخواری کنند.
اولین رفتار کانیبالیستی، به راحتی در جامعه تبدیل به عادت شده و همهگیر میشود و به همین دلیل لازم است که بهسرعت متوقف گردد.